«الله نور السماوات والارض» و علم نوری؛ از معرفت مفهومی تا شرح صدر و یقین شهودی

صوت جلسه
مقدمه: آیهای که ما را از خودمحوری بیرون میآورد
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم. والثناء بما قدم. الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید والرسول المسدد المحمود الاحمد ابی القاسم محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. و علی آله و اولاده الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما حجت ابن الحسن العسکری ارواحنا له الفدا و اللعن علی اعدائهم من الان الی قیام یوم الدین.
سوره مبارکه نور تلاوت شده و آیهی کلیدیِ آن چنین است: «الله نور السماوات والارض». پیام این آیه، یک دعوت جدی است: کمی از خودمان بیرون بیاییم و ببینیم درون ما چه ادراکات و عواطفی میداندار است؛ ادراکات حسی، خیالی، وهمی و عقلی و عواطفی که غالباً گویا پشت به خدا دارد و در آن «توجه الی الله» کمرنگ است.
ادراکات ما کجا میچرخد؟ از «سماوات و ارض» تا دیدن آیات الهی
این ادراکات و عواطف، فقط مخصوص یک گروه نیست؛ سخن از کل انسان و بنیآدم است. حتی در فضاهای دینی و علمی، معمولاً با ادراکاتی سر و کار داریم که مربوط به «سماوات و ارض» است. اگر توفیق پیدا کنیم و به آیات الهی نگاه کنیم، تفکر ما میتواند وارد وادی اصول دین شود و راه را به مبداشناسی، معادشناسی، نبوتشناسی و امامشناسی باز کند.
اما گاهی تمرکز ما بیشتر بر فروع دین است؛ احکام الهی و حلال و حرام. این مسیر ارزشمند است، ولی خطرش آنجاست که «خدا» در حوزه ادراکی ما دورادور دیده شود؛ یعنی هست، اما در مرکز نگاه و دل ما قرار نمیگیرد.
دو بُعد در آیه «الله نور السماوات والارض»: بُعد خلقی و بُعد نوری/حقی
آیه میگوید آنچه با آن روبرو میشویم غالباً از «سماوات و ارض» است و ما در «بعد خلقی» میاندیشیم؛ نه در بعد حقی و نوری. در حالی که این آیه دو بُعد را یادآوری میکند: یک بُعد نوری که محیط است و یک بُعد خلقی که ما معمولاً با آن سر و کار داریم.
وقتی در همین حوزه علم حصولی هم پیش برویم، آیات دیگری افق نوری را نشان میدهند: «هو الاول والاخر والظاهر والباطن» و «اینما تولوا فثم وجه الله» و «ولله ما فی السماوات وما فی الارض وکان الله بکل شیء محیطا». سپس نگاه «حق و خلق» مطرح میشود: «لا اله الا الله الملک الحق المبین».
چرا از «نور» غافلیم؟ و آیا راهی برای یافتن بُعد نوری هست؟
واقعیت تلخ این است که بخش بزرگی از ادراکات و عواطف ما با خیالات، توهمات و سرگرمیها یا حتی موضوعات علمیِ صرف پر میشود و از دیدن «نور السماوات والارض» غافل میمانیم. پرسش اصلی اینجاست: آیا راهی هست که انسان واقعاً نور بودن و احاطه الهی را ادراک کند، ذوق کند و شهود کند؛ نه فقط به صورت مفهوم؟
گاهی برخی مفسران گفتهاند یعنی «منوّر السماوات والارض»، اما تأکید آیه بر «نور» است؛ یعنی در هر چیزی ابتدا با بعد خلقی روبرو میشویم، سپس باید بُعد نوری را بجوییم؛ همان بُعدی که اصل است و حقیقتِ پشت پرده پدیدهها.
علم حصولی و علم حضوری: «حلوا حلوا» تا «چشیدن حلوا»
برای نزدیک شدن به خداشناسی قرآنی دو راه مطرح است: علم حصولی و علم حضوری. علم حصولی با فلسفه و عرفانِ اصیلِ قرآنی و اهلبیتی (با استاد پخته و نیت دردمندانه) انسان را مقرب میکند و تا مرز طلوع فجر صادق میرساند؛ به شرطی که انسان در اصطلاحات و نمایش علمی متوقف نشود.
اما قرآن به مرتبهای بالاتر دعوت میکند: علم حضوری، علم شهودی و ذوقی. دانستنِ مفهومی مثل «حلوا حلوا گفتن» است؛ اما آرامش دل زمانی میآید که حقیقت را بچشی، نه اینکه فقط دربارهاش حرف بزنی.
شک و وسوسه: مذموم یا ممدوح؟
بسیاری از ما در ظلمات شک و وسوسه قرار میگیریم: آیا خدایی هست؟ بعد از مرگ خبری هست؟ نبوت و امامت چگونه است؟ شک دو گونه است: شکِ مذموم آن است که انسان با آمدن شک، تعقیب نکند و در باتلاق تردید بماند و شک را بهانه پیروی از هوا و هوس و اهداف دنیوی کند.
اما شکِ ممدوح میتواند لطف الهی باشد؛ اضطرابی که پیام میدهد خداشناسی و معادشناسی و نبوتشناسی و امامشناسی تو هنوز قرآنی نشده است؛ باید جلوتر بروی. مشکل آنجاست که ما گاهی خدا را در ذهن خود به صورت دوگانه میفهمیم: خدا آنجاست و عالم اینجاست؛ در حالی که افق قرآنی «هو الاول والاخر والظاهر والباطن» است.
شرح صدر و علم نوری: ورود نور به قلب و نشانههای آن
آیات قرآن به «علم نوری» اشاره میکند: «افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه». ویژگی این معرفت آن است که با جذبه و محبت همراه است. شرح صدر یعنی وسعت یافتن دل و راه یافتن به ملکوت و غیب عوالم وجود؛ و برای آن نشانههایی ذکر شده است: تجافی از دار غرور، رجوع به عالم خلود و آمادگی برای مرگ قبل از فرا رسیدن آن.
راه عملی رسیدن به یقین شهودی: صدق، اخلاص و التزام به شریعت
راه رسیدن به معرفت شهودی، مقید بودن به آداب شرعی و احکام شرعی در عمل، گفتار و رفتار است؛ همراه با نیت خالص و «صدق و اخلاص». شک وقتی به «ریب» تبدیل میشود که انسان به شک خود ترتیب اثر عملی بدهد و شل شود و به دنیا بچسبد.
قرآن بر صدق تأکید میکند و صدق و اخلاص مراتب فراوان دارد و تا پایان عمر باید از خدا طلب شود. اوج آن، زلالی کامل است؛ جایی که انسان در همه حالات، جهتگیریاش خدایی میشود.
توصیههای عملیِ ثابت برای سلوک
1) عادت دادن خود به دوام طهارت (وضو و در صورت نیاز تیمم). 2) اهتمام جدی به نمازهای اول وقت. 3) مداومت بر نماز شب، حتی کوتاه ولی پیوسته (با عدم شرطگذاری به حال و لذت). 4) مراقبه و محاسبه: بررسی روزانه گفتار، رفتار، نیتها و ارتباطات برای تشخیص نور یا ظلمت در زندگی.
جمعبندی: علم نوری یعنی تغییر محور دل
«الله نور السماوات والارض» فقط یک گزاره تفسیری نیست؛ دعوت به تغییر محور است: خروج از خودمحوری و صرفاً خلقنگری و نزدیک شدن به بُعد نوری. علم حصولی مقدمهای ارزشمند است، اما مقصدِ آرامشبخش، علم حضوری و یقین شهودی است؛ و کلید آن صدق، اخلاص، التزام عملی، نماز، طهارت، مراقبه و محاسبه است.
خدایا به حق محمد و آل محمد، بهترین توفیق را که عالیترین درجه رضایت الهی است نصیب ما بگردان و حسن عاقبت و عاقبتبهخیری عطا فرما. اللهم صل علی محمد و آل محمد.








