صوت جلسه
مقدمه: اهمیت اخلاق و تربیتی بودن مسیر زندگی
درس اخلاق و معارف تربیتی، بازخوانی سیره اهلبیت (ع) و تبیین مسئولیتهای اخلاقی انسان در برابر پروردگار و جامعه است. انسان در مسیر رشد فردی و معنوی نیازمند الگوگیری از پیشوایان دین بوده تا بتواند حیات دنیوی خود را در مسیر معنویت قرار دهد.
۱. کلید طلایی در روابط بینفردی: مدیریت توقعات
یکی از مهمترین عواملی که روابط بینفردی و تعاملات خانوادگی را در جامعه دچار آسیب میکند، عدم مدیریت صحیح توقعات است.
اصل دوگانهی توقعات
اصل بنیادی در مدیریت روابط بر دو قاعده استوار است:
- از هیچکس توقع بیجا نداشته باش.
- به توقع بیجای هیچکس هم اهمیت نده.
تفاوت توقع بهجا و بیجا
در زندگی اجتماعی، برخی از توقعات بر پایه حق شکل گرفتهاند و توقع بهجا محسوب میشوند؛ نظیر حق احترام پدر بر فرزند یا حقوق متقابل استاد و شاگرد. اما حجم زیادی از اختلافات و گسستها ناشی از توقعات بیجا است که فاقد ریشه در حق بوده و روابط انسانها را متزلزل میسازد.
۲. هدف اصلی خلقت: تبدیل زندگی به بندگی
بالاترین و متعالیترین حق در عالم هستی متعلق به خدای متعال و اهلبیت (ع) است و به همین جهت، پروردگار و پیشوایان معصوم از انسانها توقعاتی دارند.
فشردهی تعالیم انبیا در کلام آیتالله بهجت
تمام تعالیم ۱۲۴ هزار پیامبر، اولیا و کتب آسمانی را میتوان در هدف خلقت خلاصه کرد:
«ما آمدهایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.»
انسانها در شؤون زیستی با سایر موجودات مشترک هستند، اما نقطه تمایز و خلیفهٔالله شدن انسان در این است که میتواند و باید زندگی روزمره خود را به بندگی تبدیل کند.
۳. فهرست توقعات الهی از انسان در قرآن و احادیث
بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع)، مهمترین انتظارات پروردگار از بندگان عبارتاند از:
- توحید و نفی هرگونه شرک: پرورگار از انسان میخواهد که تنها بر او متکی باشد و از شرک جلی و شرک خفی (مانند ترس از فقر) دوری گزیند.
- پرهیز از گناه و شتاب در توبه: ترک معاصی و در صورت بروز خطا، بازگشت و توبه به درگاه الهی از توقعات مؤکد پروردگار است.
- عدم همراهی با شیطان: در حدیث قدسی آمده است که خداوند ابلیس را به دلیل عدم سجده بر انسان از درگاه خویش راند؛ بنابراین رفاقت انسان با شیطان و قهر با پروردگار شگفتآور و ناپسند است.
۴. تناسب میزان توقع با میزان لطف و توجه
سیره عقلانی و الهی بر این است که هرچه توجه، ظرفیت و عنایت بیشتری به فردی داده شده باشد، انتظار و توقع بیشتری نیز از او وجود دارد.
میزان عنایت و مسئولیت بیشتر ───► میزان توقع بالاتر از سوی پروردگار و جامعهداستان حضرت امیرالمؤمنین (ع) و جوانان در کلام نوف بکالی
نوف بکالی (از اصحاب خاص حضرت) نقل میکند که همراه با زاهدی به نام همام و جمعی دیگر در خدمت امیرالمؤمنین (ع) بودند. در راه با گروهی از جوانان روبرو شدند که با صدای بلند شوخی میکردند و میخندیدند. جوانان با دیدن حضرت شتابان آمدند و سلام کردند.
وقتی حضرت جویای هویت آنان شدند، نوف آنان را با عبارت «مِنْ شِیعَتِکُمْ» (از شیعیان شما) معرفی کرد. حضرت ابتدا فرمودند: «بَخٍ بَخٍ» (آفرین و چه خوب)، اما بلافاصله فرمودند:
«مَالِی لا أَرَاکُمْ سِیمَاءَ شِیعَتِنَا وَحِلْیَهَ أَحِبَّاتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»
(چرا من در شما نشانهها و زیور شیعیان و دوستان اهلبیت را نمیبینم؟)
نشانههای حقیقی شیعه در کلام امام صادق (ع)
بر اساس روایات امام صادق (ع)، تشیع تنها در ادعای ظاهری یا عبادات مناسکی خلاصه نمیشود، بلکه شاخصهای اصلی آن عبارتاند از:
- حسن خلق و رفتار شایسته در خانواده و جامعه
- ورع و تقوا
- صدق حدیث (راستگویی)
- ادای امانت
۵. داستان شقرانی و مسئولیت سنگینتر پیروان اهلبیت (ع)
فردی به نام شقرانی نقل میکند که در تقسیم عطایای حکومت دستی خالی ماند. او خدمت امام صادق (ع) رسید و حضرت علاوه بر کمک مالی، فرمودند:
«إِنَّ الْحَسَنَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَحْسَنُ لِمَکَانِکَ مِنَّا، وَ إِنَّ الْقَبِیحَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ قَبِیحٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَقْبَحُ»
(کار خوب از همه خوب است، اما از تو به خاطر نسبتی که با ما داری خوبتر است؛ و کار بد از همه بد است، اما از تو بدتر است.)
این روایت یادآور آن است که رفتار منتسبان به دین و حوزه معارف، زیر ذرهبین جامعه قرار دارد و مسئولیت اخلاقی آنان دوچندان است.
۶. داستان تشرف طلبه نجف خدمت امام زمان (عج)
آیتالله ناصری اصفهانی داستانی آموزنده از دوران تحصیلی در نجف اشرف نقل فرمودهاند:
در مدرسهای که برق سهمیهای محدود داشت، خادمی سختگیر مشغول خدمت بود. طلبهای جوان که اشتیاق فراوانی برای دیدار حضرت ولیعصر (عج) داشت و ریاضتهای زیادی کشیده بود، پس از مباحثهای با خادم، از روی لجبازی چراغ حجره را روشن گذاشت و خوابید.
در دل شب، متوجه تشرف حضرت امام زمان (عج) شد. طلبه با ذوقزدگی شروع به گلایه کرد که با وجود چهلنشینیها و ریاضتها چرا پیش از این موفق به زیارت نشده است. حضرت در پاسخ دو بار فرمودند:
«چرا چراغ روشنه؟ چرا چراغ رو خاموش نکردی؟ ما تو رو اونجا (مسجد سهله) ندیدیم! تو دنبال رضایت من باش نه دنبال زیارت من. من از تو راضی باشم، من رو زیارت هم نکنی مهم نیست؛ ولی من رو ببینی و من ازت راضی نباشم، باعث خجالته.»
نتیجهگیری و فراز پایانی
پایانبخش کلام، ذکر مصائب حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و روایت گرانسنگ امام رضا (ع) است که فرمودند اگر میخواهی نامت در زمره شهدای کربلا ثبت شود، هنگام یادآوری مصائب جدم بگو:
«یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»
(ای کاش با آنان بودم تا به رستگاری بزرگ میرسیدم.)






