مرز تحصیل و خدمت در زندگی طلبگی؛ عبور از کار فردی به کار تشکیلاتی
سخنران: حجتالاسلام و المسلمین عالمزاده نوری (معاونت تهذیب کل حوزههای علمیه کشور)
مراسم: افتتاحیه مدرسه فقهی امام رضا (علیه السلام)
تاریخ برگزاری: یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
این مراسم در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ با حضور پرشور اساتید و طلاب برگزار شد. در این برنامه ابتدا معاون آموزش مدرسه به تشریح برنامههای پیشرو پرداختند و سپس، حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری (معاون تهذیب حوزههای علمیه) به تبیین مأموریتهای اجتماعی طلاب پرداختند.
زندگی یک طلبه و مسیر او برای تبدیل شدن به یک عالم دین کارآمد، دارای پیچیدگیها و ظرافتهای خاصی است. حجتالاسلام و المسلمین عالمزاده نوری در مراسم افتتاحیه مدرسه فقهی امام رضا (علیه السلام)، در یک نگاه درونصنفی و مشاورهای، به بررسی چالشهای مسیر طلبگی، زمان مناسب برای ورود به عرصه خدمات اجتماعی، و لزوم تغییر رویکرد از فعالیتهای انفرادی به کار تشکیلاتی پرداختند. در ادامه، مشروح این مباحث راهبردی ارائه میشود.
صوت جلسه
دو مقطع اصلی در زندگی یک طلبه؛ دوران رشد و دوران ثمردهی
زندگی طلاب مانند تمام اصناف و مشاغل دیگر (پزشکی، مهندسی و...) دارای دو بخش اساسی است:
۱. دوره رشد، تحصیل و بالندگی: مقطعی که انسان از تخصص و دانش دیگران بهره میبرد و خود را میسازد.
۲. دوره ثمردهی، خدمت و فعالیت اجتماعی: مقطعی که انسان اندوختههای خود را به جامعه ارائه میدهد.
قاعده کلی این است که هرچه کار خطیرتر و پیچیدهتر باشد، دوره آموزش و آمادهسازی آن طولانیتر خواهد بود. همانطور که یک جراح قلب به سالها آموزش نیاز دارد، کسی که میخواهد «طبیب روحانی» و جراح قلب سلیم باشد، طبیعتاً نیازمند سالها تحصیل عمیق و مستمر است. اما سؤال کلیدی اینجاست که مرز میان این دو دوره کجاست و طلبه از چه زمانی باید خود را فارغالتحصیل و آماده خدمت بداند؟
مرز تدریجی تحصیل و خدمت؛ رد یک الگوی خطی
بسیاری تصور میکنند مرز بین تحصیل و خدمت یک مرز خطی است؛ مثلاً پایان سطح دو، پایان مقطع خارج یا رسیدن به چهلسالگی. اما این نگاه خطی سه اشکال عمده دارد:
توقف رشد علمی پس از فارغالتحصیلی با اصل «ز گهواره تا گور دانش بجوی» در تضاد است.
سر در لاک خود فرو بردن و بیتفاوتی مطلق به جامعه تا سنین بالا، با روحیه رسالتمندی و دغدغهمندی یک مؤمن منافات دارد.
بر اساس فرمایش پیامبر اکرم (ص) «کلکم راع و کلکم مسئول»، احساس مسئولیت اجتماعی از زمان بلوغ و تکلیف شرعی (همزمان با وجوب نماز و روزه) آغاز میشود.
مرز تحصیل و خدمت، یک مرز طیفی و تدریجی است. یک طلبه در سالهای اول طلبگی ممکن است تنها یکدهم از زمان خود را صرف کارهای فرهنگی و اجتماعی (مانند فعالیت در مسجد) کند، اما هرچه دانش، مهارت، نفوذ کلام و سرمایه علمی او بیشتر میشود، این سهم باید افزایش یابد؛ تا جایی که در سالهای بعد ممکن است هشتدهم زمان خود را به خدمت اختصاص دهد، اما هرگز نباید سهم رشد فردی و علمی خود را به صفر برساند.
دو آسیب بزرگ در مسیر حوزه: نهالچینی و فسیلپروری
درک صحیح از مرز تدریجی میان تحصیل و خدمت، طلبه را در برابر دو آسیب بزرگ واکسینه میکند:
۱. آسیب نهالچینی
به تعبیر آیتالله العظمی جوادی آملی، برخی طلاب پس از چند سال تحصیل و کسب موفقیتهای اولیه در فعالیتهای فرهنگی مساجد، از دروس اصلی حوزه دلزده میشوند و تحصیل را رها میکنند. این افراد مانند نهالهایی هستند که پیش از تبدیل شدن به درختی تناور و ریشهدار، چیده میشوند. اگر این اتصال به ریشه علمی قطع نمیشد، میتوانستند به عالمان دینی بسیار کارآمدتری تبدیل شوند.
۲. آسیب فسیلپروری
نقطه مقابل نهالچینی، غرق شدن مطلق در درس و قطع ارتباط با جامعه است. طلابی که سالیان متمادی فقط درس میخوانند و هیچ خروجی و خدمت اجتماعی برای مردم ندارند، در نهایت به سنین کهولت میرسند بدون آنکه جامعه از وجود آنها بهرهای برده باشد. حد وسط این دو افراط و تفریط، رعایت یک شیب ملایم در معادله «رشد و خدمت» است.
نقطه عطف طلبگی؛ پایان سطح یک
پایان سطح یک (شش سال اول طلبگی) یک نقطه عطف در مدیریت زمان طلاب است. در سطح یک، ایام تحصیل طلاب حدود ۱۷۶ روز و ایام تعطیل حدود ۱۹۰ روز در سال است. اما در مقاطع سطح دو، سه و دروس خارج، ایام تحصیل در بهترین حالت به ۱۱۰ روز کاهش و تعطیلات به بیش از ۲۵۰ روز در سال افزایش مییابد.
حکمت افزوده شدن این ۶۶ روز تعطیلی، صرفاً استراحت طلبه نیست؛ بلکه طلبهای که یک دور با امهات علوم اسلامی (فقه، اصول، کلام، اخلاق و ادبیات) آشنا شده، وظیفه اجتماعیاش سنگینتر شده است و باید در این ایام فراغت، ارتباط صمیمیتری با مردم برقرار کرده و به مأموریتهای اجتماعی خود بپردازد.
طلبه منفعل در برابر طلبه فعال (کارآفرینی در فضای طلبگی)
برای ورود به عرصه خدمت اجتماعی، طلاب سطح عالی به دو دسته تقسیم میشوند:
طلبه منفعل: فردی فاضل و متعهد که منتظر میماند تا عرصههای خدمت (تدریس، منبر، مشاوره) به او پیشنهاد شود و هر جا کاری ارجاع شد، آن را به خوبی انجام میدهد.
طلبه فعال (کارآفرین عرصه طلبگی): فردی که منتظر پیشنهاد نمیماند، بلکه یک عرصه خدمت و مأموریت ویژه برای خود کشف یا خلق میکند و در آن متمرکز میشود.
نمونه بارز طلبه فعال، حجتالاسلام قرائتی است. ایشان در سالهای ابتدایی انقلاب، شخصاً به سازمان صداوسیما مراجعه کرد و با اصرار و اثبات توانمندی خود، مسیر ۴۷ سال خدمت رسانهای و قرآنی را برای خود باز کرد. اگر ایشان منفعلانه عمل میکرد، شاید تنها امام جماعت یک مسجد محلی باقی میماند.
ارتقای استانداردهای خدمت و ضرورت کار تشکیلاتی
شرایط امروز جامعه با نیم قرن پیش (دوران آغاز فعالیت امثال آقای قرائتی) تفاوت چشمگیری کرده است. سطح توقعات و استانداردهای کیفی مخاطبان به شدت بالا رفته است.
همانطور که در گذشته یک جوان با ساختن یک اتاقک کاهگلی در حیاط خانه پدری میتوانست زندگی مشترک را آغاز کند اما امروز همان آلونک هیچ کارایی و مقبولیتی ندارد، یا همانطور که گوشیهای ساده دهههای گذشته جای خود را به تلفنهای هوشمند چندمنظوره دادهاند، استاندارد محصولات فرهنگی نیز ارتقا یافته است.
مخاطب امروز پای پیچیدهترین تولیدات رسانهای و سینمایی مینشیند که برای هر ثانیه آن ساعتها فکر و میلیاردها هزینه صرف شده است. پاسخگویی به ذائقه مشکلپسند چنین مخاطبی، دیگر از توان یک فرد به تنهایی خارج است. اگر محصولات فرهنگی گذشته حکم «بادبزن حصیری» را داشتند که یکنفره تولید میشد، تولید فرهنگی امروز حکم «کولر گازی» را دارد که نیازمند تخصصهای گوناگون است.
برای تولید محصول مؤثر و متناسب با استانداردهای روز جامعه، دوران کار فردی به سر آمده است. طلاب باید مسیر تکامل زیر را طی کنند:
۱. گذر از کار فردی به کار تیمی و جمعی
۲. ارتقای کار جمعی به کار تشکیلاتی (پایدار، دارای ساختار و شخصیت حقوقی)
۳. تبدیل کار تشکیلاتی به کار جبههای و جریانی
۴. حرکت به سوی کار تمدنی
طلاب سطوح عالی باید با درک استانداردهای روز جامعه، سنگر خدمتی خود را آگاهانه انتخاب کنند و با شبکهسازی و کار تشکیلاتی، مأموریت و رسالت اجتماعی خود را در قامت یک عالم دین ایفا نمایند.








